میدان نودم لحظه است خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / صد میدان
از میدان وجد میدان لحظه زاید. قوله تعالی: «انظر الی الجبل فان استقر مکانه فسوف ترانی» لحظ واجد برافتادن چشم واجدست بر مرادی در نهان. آن سه مردانند: هیبت زده که مراد جست، مکر دید، کشته شد تا نزدیک؛ و محبیست که دوست جست، نشان دید. ببرید تا نزدیک؛ و خداوند انس است که بوقت نگریست، نور دیده غرق گشت تا نزدیک. مرد پیشین در خدمت افتاد و زهد، و مرد در حرمت افتاد و شرم، و مرد باز پسین از خود جدا ماند و رست. فافهم.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن به بیان تجربههای معنوی و اتصال به خداوند پرداخته شده است. شخصی به دعوت الهی نگریسته و میبیند که اگر کوه ثابت بایستد، خداوند را مشاهده خواهد کرد. سپس به سه مرد اشاره میشود که هر کدام به نوعی در جستجوی مراد و غایت خود هستند. یکی از آنها در فراق و زهد به خدمت خدا میافتد، دیگری در حرمت و شرم قرار میگیرد و سومی از خود فاصله میگیرد و رستگار میشود. این متن به وضوح نشاندهندهٔ تلاش انسانها برای رسیدن به حقیقت و معنویت است.