شمارهٔ ۱۲۸ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار
الهی نسیمی از باغ دوستی دمید دل را فدا کردیم، بوئی از خزینه دوستی یافتیم بپادشاهی بر سر عالم ندا کردیم، برقی از مشرق حقیقت تافت آب گل کم انگاشتیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از ایجاد حس دوستی و عشق سخن میگوید. او به همراهی نسیمی از باغ دوستی اشاره میکند که دلها را فدای عشق کرده و بویی از خزینه دوستی را یافتهاند. در این حال، اعلام میکنند که بر سر دنیا، با گرفتن نوری از حقیقت، پادشاهی کردهاند. همچنین، به تحقیر آب گل اشاره میشود که نشاندهنده کوچکی و ناچیزی آن در برابر حقایق بزرگتر است.