شمارهٔ ۱۵۹ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار
الهی این دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم خدایا نیارم گفت که این همه چرا بهره من الهی تا مهر تو پیدا گشت همه مهر با جفا گشت و تا نیکی تو پیدا گشت همه جفاها وفا گشت خداوندا مانه ارزانی بودیم تا ما را برگزیدی و نه ناارزانی بودیم که به غلط برگزیدی بلکه به خود ارزانی کردی تا برگزیدی و هر عیب که میدیدی بپوشیدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خدایا، دل من پر از حسرت و تنم مملو از درد و غم است. نمیتوانم بگویم چرا اینگونه درگیر درد و رنج هستم. زمانی که محبت تو آشکار شد، محبت دیگران به جفا تبدیل شد و زمانی که نیکی تو نمایان گردید، جفا به وفا بدل شد. خداوندا، ما نه به خاطر بیارزشی انتخاب شدیم و نه به خاطر ارزشی کاذب، بلکه تو ما را برگزیدی و تمام عیوب ما را پوشاندی.