نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار

الهی تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خبط چه آید؟ الهی تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی وامگذار و در سایه لطف و عنایت خود میدار

الهی عارف تو را بنور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند، موحد تو را به نور قرب می شناسد و در آتش میسوزد، مسکین او که تو را به صنایع شناخت، درویش او که ترا بدلائل جست، از صنایع آن باید جست که در آن گنجد و از دلائل آن باید خواست که از آن زیبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دعایی است که در آن بنده، خداوند را به صفاتی چون جهل و ضعف توصیف می‌کند و از او می‌خواهد که به خاطر این ضعف‌ها و خطاها، آن‌ها را در سایه لطف و رحمت خود نگاه دارد. نویسنده به نوعی از شناخت و معرفت نسبت به خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که عارفان خدا را به نور و قرب او می‌شناسند، در حالی که دیگران ممکن است با دلایل و نشانه‌ها او را بشناسند. در نهایت، خواسته او این است که به رغم کج‌فهمی‌ها و ضعف‌ها، خداوند او را رها نکند و به کمک خود در دل بنده‌اش را نورانی سازد.