نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مناجات پیر انصار

الهی در سرآب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیده من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از احساسات عمیق و متناقض خود سخن می‌گوید. او در ظاهر آرام به نظر می‌رسد (در سرآب)، اما در درونش آتش و درد بی‌درمانی وجود دارد. او در دریایی بی‌کران نشسته و دچار خواهش‌های عمیق است که توصیف‌ناپذیرند. در واقع، احساسات و کنش‌های درونی او بسیار پیچیده و فراتر از بیان کلامی است.