بخش ۲ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
ای عزیز ولایت محبت عادت و عبارت نیست و اهل اصول از این آگاه نیست منازل این کوی مناهل این جوی بر تفاوت عظیم است این شراب را آشامیدن باید نه شنیدن
محبت سه است علتی و خلقتی و حقیقتی، علتی هواست و خلقتی قضاست و حقیقتی عطاست
آن محبت که از علت خیزد در نفس نزول کند نفس را پست کند و آنچه از خلقت خیزد در دل باشدو آنچه از حقیقت خیزد در جان قرار گیرد تا وی را از وی نیست کند و بخود هست کند
نشان محبت آنست که غرقه جمال محبوب بود در مقابله دوست هستی نه بیند دوست را جز بدوست نه بیند
از هرچه مرا بود بپرداخته ام
تا هر چه ز دوست بود بشناخته ام
در آتش عشق دوست بگداخته ام
زان بیش بسوختم که بشناخته ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره محبت و عشق صحبت میکند و به تفاوتهای مختلف محبت اشاره دارد. محبت به سه دسته تقسیم میشود: محبت علتی، خلقتی و حقیقتی. محبت علتی به چیزهایی که از علت به وجود میآیند مربوط میشود و سبب پست شدن نفس انسان میگردد. محبت خلقتی در دل انسان جا میگیرد، و محبت حقیقتی در جان انسان قرار میگیرد و او را به حقیقت خود نزدیکتر میکند. نشان واقعی محبت این است که انسان در جمال محبوب غرق شود و دیدهاش جز محبوب را نبیند. در نهایت، شاعر بیان میکند که همه چیزهای دنیایی را رها کرده و فقط به شناخت محبوب پرداخته است و عشق او باعث سوختن او شده است.