نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مقامات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

بکاء گریستن است در کار خویش گریستن است بریار خویش گریستن از فراق گریستن بر خود رعنائی بود از جست آسایش بود و آسایش در محبت کاهش بود گریستن بر دوست شرط اشتیاق بود و فرط احتراق در فراق عاشق از دیده از غم نم بارد و در شادی دم نارد و خلعت محبت از راه دیده درآید و پنداشت هستی خویش بگذارد وفای خویشتن بجاآرد

عاشق نبود هر آنکه تا جان باشد

جانرا چه خطر بود چون جانان باشد

در عشق همیشه عهد و پیمان باشد

یا این باشد به عشق یا آن باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

بکاء به معنای گریه و اندوه است، به ویژه از فراق و دوری. گریستن نشان‌دهنده عشق و اشتیاق به محبوب است و نشان می‌دهد که محبت و آسایش با هم ارتباط دارند. عاشق واقعی آن کسی است که در عشق وفادار باشد و جانش را نیز برای محبوبش فدای کند. در عشق، همیشه باید عهد و پیمان وجود داشته باشد، زیرا عشق بدون این عناصر، معنا ندارد.