نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

مخاطبهٔ هفتم - در ذکر سلوک و آداب عارف و بیان وظایف ارباب معارف خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / مخاطبات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط است

همه در خواب غرورند و مشغول نشاط و سروراند می پندارند کانچه می باید دارند وای از آن دمی که پرده از روی کار بردارند

سخن جز براستی نباید گفت و راست را نباید نهفت، صحبت خلق دردیست که دوایش تنهائیست عارف را از باطن نه با خلق صحبت و از خلق جدائیست درد فراق نه نیکوست اما چاشنی شوق و ذوق در دست گریه ای که از فراق است خون و آب است و خونابه ئی که از وصالست روح نایابست اگر چه شب فراق بس تاریک است دل خوش دار که صبح وصال بس نزدیک است

دیده از ظلمت شب هر چند در خفاست اما امید روشنی صبح در قفاست

آهسته باید بود لیکن دانسته باید بود دانسته بخرابات شدن رواست ونادانسته بمناجات شدن نارواست

بهشت ببهانه میدهند اما به بها نمیدهند حال بهانه است و قال افسانه سالک از این هر دو بر کرانه، طاوس را رنگ باید و رفتار و عندلیب را آهنگ باید و گفتار

دیده خود را در میان نه بیند زیرا که خود را در میان نه بیند هر چند که نفس طالب بقاست اما بقای جاویدان در فناست

این مرتبه را بلند و پستی نبود

خود بینی و خویشتن پرستی نبود

در هر قدمش زینست بینی اثری

جائی برسی که نام هستی نبود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیانگر تفکرات عمیق عرفانی است که به آگاهی و حقیقت وجودی انسان می‌پردازد. نویسنده به ما یادآور می‌شود که اگر انسان بداند که خداوند در تقسیم روزی و مقدراتش تقصیری ندارد، از حسد و کینه پاک می‌شود. او همچنین اشاره می‌کند که بیشتر انسان‌ها در خواب غرور به سر می‌برند و به اشتباه می‌پندارند که آنچه نیاز دارند را دارند. صحبت در مورد دیگران دردسری است که تنها با تنهایی آرام می‌شود و عارف واقعی باید از دیگران دور باشد. او به عمق فراق و شوق وصال اشاره می‌کند و می‌گوید دل باید به صبح وصال امیدوار باشد، حتی اگر شب فراق تاریک باشد. همچنین تاکید می‌شود که باید با آگاهی عمل کرد و در مسیر حق گام برداشت. بهشت به بهانه‌ای داده می‌شود اما جان و حقیقت باید با فهم و آگاهی به دست آید. در نهایت، احساساتی مثل خودبینی و خودپرستی در مورد انسان مناسب نیست و شاید در نهایت، خود را در فانی شدن بیابد، چون در این مرتبه هیچ‌گونه برتری یا پستی وجود ندارد.