نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۱ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت

پیر طریقت گوید: خواب بر دوستان در دو جهان حرام است در عقبی از شادی وصال در دنیا از غم فراق در بهشت باشادی مشاهدت خواب نه و در دنیا با غم حجاب خواب نیست

ای مسکین بوقت سحر غافل مباش که آنساعت وقت نیاز دوستان و هنگام راز مشتاقان و گاه ناز عاشقان است و خداوند بر بساط قرب و در خلوت انس شراب مشاهدت بی زحمت اغیار بدوستان خود میرساند و آن ساعت نسیم سحری از عرش مجید می آید و بر دل عارفان حضرت می گذرد و به رمزی باریک و زاری شگفت می گوید: ای درویش برخیز و رازی ونیاز خویش عرضه کن که دست کرم فروگشاده وآن ساعت بگوش دل بنده فرو گوید که: ای بنده من مترس که تو ایمن هستی

ای درویش دل ریش ای سوخته مهر ازل ای غارتیده عشق دل خوش دار و اندوه مدار که وقتی خواهد بود که پرده عناب از روی فضل برخیزد و ابر لطف باران کرم ریزد و جوی بر در جوی قرب آمیزد و حد حساب از شأن وجود بگریزد و منتظر دست در دامن وعده آویزد و تأخیر و درنگ از پای عطف برخیزد و از افق تجلی بادشادی وزد و از خداوند کریم آن بینی که سزد

مولی می گوید و بنده می شنود که ای درویش سزای تو ببرید و سزای من آمد ای جوانمرد هرچه تو امروز به پناه او شوی همه با تو تالب گور آید و چون تو را در لحد نهند باز گردد جز تقوی که درین سرای و در آن سرای همه جا با تو است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت بیان می‌کند که خواب برای دوستان خدا در دو جهان حرام است. در زندگی دنیا، خواب به خاطر غم فراق است و در بهشت به خاطر شادمانی از مشاهده خداوند. او تاکید می‌کند که در وقت سحر، زمانی که نیاز و راز عاشقان برآورده می‌شود، نباید غافل بود. در این وقت، خداوند به دوستان خود از محبتی خاص می‌پردازد. پیر همچنان به درویش سفارش می‌کند که دلخوش باشد و از اندوه نترسد، زیرا زمانی فرا خواهد رسید که پرده‌های فضل و رحمت خداوند کنار رود و برکات نازل شود. او به درویش نوید می‌دهد که اگر در دنیا به خدا پناه ببرد، در آخرت نیز امنیت خواهد داشت و تقویٰ در هر دو عالم با او خواهد بود. در نهایت، پیر می‌آموزد که در پناه محبت خداوند، انسان می‌تواند به آرامش و ایمنی برسد.