نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۵ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت

پیر طریقت گوید: خدایا چه یاد کنم که خود همه یادم، من خرمن نشان خود فراباد دادم یاد کردن کسب است و فراموش نکردن زندگانی، زندگانی و رای دو گیتی و کسب است چنانکه دانی

خدایا یک چندی به کسب یاد تو ورزیدم باز یک چندی بیاد خود تو را نازیدم دیده بر تو آمد بانظاره پردازیدم اکنون که یاد بشناختم خاموشی گزیدم چون من کیست که این مرتبت را سزیدم فریاد از یاد به اندازه و دیدار به هنگام و از آشنائی به نشان و دوستی به پیغام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت به خداوند می‌گوید که چه چیزی را باید یاد کند، زیرا خود خداوند تمام یادهاست. او بر این باور است که یاد کردن، نوعی کسب و کار معنوی است و فراموش نکردن زندگی به درک دو دنیای مادی و معنوی بستگی دارد. او در ابتدا برای یاد خدا تلاش کرده، سپس به خودخواهی پرداخت و اکنون که به یاد خدا آگاه شده است، سکوت را برگزیده است. او از خود می‌پرسد که آیا شایسته این مقام والاست و به اهمیت یاد و دیدار با خدا و دوستی با او اشاره می‌کند.