بخش ۵۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: این آیه لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار سیاست قدیم بودن صفت است که از صحرای بی نیازی جلال خود بر ساکنان راه جلوه می کند و می گوید ما را دیده های فائی و عقلهای ناتوانی در نیابد و عقل عاقلان را در ذات و صفات ما پیمانه ای نه وهم و فهم از ما چه نشان دهد که منشور صفات ما لیس کمثله شی وصف جبروت مالم یزل و لا یزال است صفت حدوث را با جلال قدم چه کار؟ (فاعتبرو ایا اولی الابصار) اگر نه آفتاب جلال (و هو یدرک الابصار) از ولایت لطیف و خبیر بر شما تافتی عواصف (لاتدرکه الابصار) و ما را ز جان شما درآوردی و به کتم عدم بازبردی لکن جل جلاله به لطف معروف و به بنده نوازی موصوف به فضل خود پذیرنده همه پرستندگان و به کرم خود سازنده کار بندگان در دو جهان
الهی تو موجود عارفانی آرزوی دل مشتاقانی یادآور زبان مداحانی چونت نخوانم که نیوشنده آواز داعیانی؟ چونت نستایم که شاد کننده دل بندگانی؟ چونت ندانم که زین جهانی؟ چونت دوست ندارم که عیش جانی؟
مجاهدان راه خدا اهل ریاضتند خوراکشان خشن لباسشان خشن و آنکس که به معرفت خداوند رسید هر چیزی بذائقه او لطیف است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت در این بیان به توضیحاتی دربارهٔ ویژگیهای خداوند و رابطهٔ او با مخلوقات میپردازد. او اشاره میکند که خداوند با جلال و عظمتش از دیدگاههای انسانی و عقلهای محدود فراتر است و هیچچیز نمیتواند او را به درستی درک کند. خداوند از نیروی خود و از صحرای بینیازی جلالش به ساکنان زمین تجلی میکند. وی تأکید میکند که صفات خدایی همچون جبروت و جلال او به اشکال انسانی تجلی نمییابند و تنها اهل بصیرت میتوانند به درک عمیقتری از خداوند برسند. همچنین، پیر طریقت به مجاهدان راه خدا اشاره میکند؛ افرادی که با ریاضت و سختی زندگی میکنند و به معرفت خداوند دست یافتهاند. او بر این نکته تأکید دارد که این افراد از سختیها و خشونتهای زندگی با دلهای شاد و با طعم لطیف درک میکنند. در نهایت، دعای خود را برای خداوند به عنوان موجودی عارف و آرزوی دل بندگان و مداحان بیان میکند.