بخش ۷۳ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
پیر طریقت گوید: خدایا نور دیده آشنایانی روز دولت عارفانی چراغ دل مریدانی و انس جان غریبانی آسایش سینه محبانی نهایت همت قاصدانی مهربانا حاضر نفس واجدانی سبب دهشت والهانی نه بچیزی مانی که گویم چنانی آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی جانهای جوانمردان را عیانی و از دیده ها امروز نهانی
اندر دل من بدین عیانی که توئی
وز دیده من بدین نهانی که توئی
وصاف تو را وصف نداند کردن
تو خود بصفات خود چنانی که توئی
اگر نشان آشنائی راست است هرچه از دوست رسد احسان است و اگر این دعوی را معنی است شادی و رنج و غم در آن یکسان است که:
خود را مبینید که خود بینی را روی نیست خود را منکارید که خود نکاری را رأی نیست و خود را مپسندید که خودپسندی را شرط نیست
بخش 2
جانی دارم به عشق تو کرده رقم
خواهیش به شادی کش خواهیش به غم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت در این متن به بیان عمیق روحانی و عشق به خداوند میپردازد. او از نور و آشنایی با حقیقت الهی صحبت میکند و میگوید که آنچه از دوست به انسان میرسد، همواره احسان است. همچنین، او به نبود تفاوت میان شادی و غم در عشق به خدا اشاره میکند و تأکید دارد که خود را نمیتوان دید و نیازی به خودپسندی نیست. در نهایت، او بر اهمیت اتکا به حقیقت الهی و دوری از خودبینی تأکید میکند.