بخش ۸۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: روزگاری او را می جستم خود را مییافتم اکنون خود را می جویم او را می یابم ای حجت را یاد و انس را یادگار چون حاضری این جستن بچه کار؟ خدایا یافته می جویم با دیده ور میگویم که دارم چه جویم؟ که می بینم چه گویم؟ شیفته این جست و جویم گرفتار این گفت و گویم، ای پیش از هر روز و جدا از هر کس مرا در این سوز هزار مطرب نه بس
الهی به عنایت ازلی تخم هدایت کاشتی به رسالت پیمبران آب دادی، به یاری و توفیق پروردی به نظر خود ببار آوردی خداوندا سزد که اکنون سموم قهر از آن باز داری و کشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی
الهی گاه گویم که در اختیار دیوم، از پس پوشش (تاریکی) بینم باز ناگاه نوری تا بد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود، آلها چون عین هنوز منتظر عیان است این بلای دل چیست؟
چون این راه همه بلاست پس چندین لذت چیست؟ خدایا گاه از تو می گفتم گاه از تو می نیوشیدم (می شنیدم و گوش می کردم) میان جرم خود و لطف تو می اندیشیدم کشیدم آنچه کشیدم همه نوش گشت چون آوای تو شنیدم!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نویسنده در این متن به جستجوی خود و تجربه معنوی خود میپردازد. او به یاد میآورد که در گذشته در پی یافتن خود بوده است، اما اکنون خود را در جستجوی خدا مییابد. این جستجو به او الهام میدهد و او را مشتاقانه به سوی خداوند میکشاند. او از عنایتهای الهی و تلاش برای هدایت موجودات سخن میگوید و دعا میکند که خداوند او را از قهر خود دور سازد. نویسنده همچنین با تأمل در سختیها و بلاهای زندگی، به لذتهای روحانی اشاره میکند و در نهایت بر این نکته تأکید دارد که شنیدن صدای خداوند برای او همه چیز را تغییر میدهد و درد و رنج زندگی را به شیرینی مبدل میکند.