بخش ۹۰ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
پیر طریقت گوید: ایمان ما از راه سمع است نه حیلت عقل به قبول و تسیلم است نه به تأویل و تصرف دل اگر گوید چرا؟ گوئی من امر را سرافکنده ام، عقل اگر گوید که چون؟ پاسخ ده که من بنده ام ظاهر قبول کن و باطن بسپار
خدایا گاهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟ بنده چون به عمل خود نگرد به زبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید:
پر آب دو دیده و پر آتش جگرم
پر باد دو دستم و پر از خاک سرم
و چون به لطف الهی و فضل ربانی نگرد به زبان شادی و نعمت آزادی گوید:
وقتی خواهد آمد که زبان در دل برسد و دل در جان برسد و جان در سر برسد و سر در حق برسد آنگاه دل به زبان گوید خاموش سر به جان گوید خاموش و نور به سر گوید خاموش خداوند گوید ای بنده من دیری بود تا تو می گفتی، اکنون من می گویم و تو می شنو
بخش 2
چه کند عرش که او غاشیه من نکشد
چون به دل غاشیه حکم و قضای تو کشم
بوی جان آیدم از لب چو حدیث تو کنم
شاخ عز رویدم از دل چو بلای تو کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت میگوید که ایمان از طریق شنیدن به دست میآید و نیاز به تلاشی برای درک عقلانی ندارد. او به بنده یادآوری میکند که باید با ظاهر خود را تسلیم کند و باطن را به خدا واگذارد. بنده گاهی به زشتیها و ضعفهای خود مینگرد و احساس درماندگی میکند و گاهی به لطف و بزرگواری خدا نگاه میکند و شادمان میشود. زمانی خواهد رسید که زبان، دل، جان و سر به یکدیگر متصل شوند و در آن لحظه، بنده خاموشی میگزیند و خداوند او را میخواند تا بشنود.