بخش ۱۴۳ - و من طبقة الرابعه مظفر کرمانشاهی خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
از مهمان مشایخ جبل است، از درویشان صادق صحبت کرده با عبداللّه خراز و مه ازو یگانه بوده از مشایخ در طریقت نیکوی. وی گفته است: روزه سه است: صوم الروح بقصر الامل و صوم العقل بخلاف الهوی و صوم النفس بالامساک عن الطعام والمحارم. و هم وی گفت: من قتله الحب احیاه القرب. و هم وی گفت: العارف من جعل قلبه لمولاه و جسده لخلقه.
شیخ الاسلام گفت: که وی شب سه قسم کرده بود: سه یکی نماز کردی و سه یکی قرآن خواندی، و سه یکی مناجات کردی. و باین بیت برخود میزاریدی:
ولقد لسعت حیة الهوی کبدی
فلا طبیب لها و لاراق
الا الحبیب الذی شفعت به
فعنده رقیتی و تریاق
وی گفت: التواضع قبول الحق ممن کان به. و سئل عن التصوف، فقال: الاخلاق المرضیه. استاد عباس بن الشاعر ایذ از وی پرسیدند: که فقیر که بود؟ گفت: او کش باو هیچ حاجت نبود. شیخ الاسلام گفت: ازان باو حاجت نبود، کش حاجت همه او بود و بس.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره یکی از درویشان صادق و مشایخ طریقت به نام عبدالله خراز است. او به سه نوع روزه اشاره میکند: روزه روح که به کمامیدی مربوط میشود، روزه عقل که به ضدهوای نفس وابسته است، و روزه نفس که به پرهیز از غذا و محرمات اشاره دارد. عبدالله خراز میگوید هر کس عشق را تجربه کند، از نزدیکی به خدا زنده میشود و عارف واقعی کسی است که قلبش را برای خدا و بدنش را برای مردم قرار دهد. او همچنین شب را به سه قسمت تقسیم کرده و در هر قسمت به نماز، خواندن قرآن و مناجات پرداخته و شعری در این زمینه ذکر میکند که در آن به عشق و شفای روح اشاره شده است. در نهایت، او تواضع را به معنای قبول حق از هر کس میداند و درباره ضرورت اخلاق نیکو صحبت میکند. استاد عباس بن الشاعر نیز در مورد نیازمندیهای فقیر سؤال میکند و در پاسخ میگوید که فقیر به هیچ چیز احتیاج ندارد، زیرا خود او به تمام نیازها پاسخ میدهد.