نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴۷ - الطبقة الخامسه منهم ابوسعید بن الاعرابی خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

نام وی احمد بن محمد بن زیاد بن بشر بن درهم الغزی از بصره است بمکه بوده و عالم بوده و فقیه، و در وقت خویش شیخ حرم بود و بانجا برفت در سنه اربعین او احدی و اربعین «وثلثمائه» فی سنة التی توفی ابوعلی المشتولی. ابن الاعرابی را کتبست تصنیف، از این طایفه با جنید٭ صحبت کرده و با عمر و عثمان مکی و بوالحسین نوری و حسن مسوحی٭ و با بوجعفر حداد و بوالفتح حمال قریبست از طبقهٔ چهارم و از جملهٔ مشایخ است و علماء ایشان.

شیخ الاسلام گفت: کی ویرا جزوی نکته است در توحید «سخت نیکو» ازین سخنان وی گروه درانست کی گوید: لا یکون قرب الاوثم مسافة نزدیکی نگویند تا مسافت نبود.

شیخ الاسلام گفت: آخر در قرب دو گانگیست، کی یکی بدیگر نزدیک بود، که بنگری قرب بعد است تصوف یگانگیست. هم ابن الاعرابی گوید: التصوف کله ترک العقول والمعرفة کلها الاعتراف بالجهل و لا یکون الشوق الا الی الغایب. لشیخ الاسلام

یشوق من طواه طول عهد

و یذکر حین ینسی او یغیب

و قد صفیتنی بالودمنی

فما للشوق عندی من نصیب

ویرا کتاب وجداست در سماع صوفیان. هم ابن الاعرابی گفت: که اللّه تعالی بعضی اخلاق دوستان خود «بعاریت» فرا دشمنان داده است تا بآن بر دوستان عطف می‌کند، تا بدان سبب دوستان وی می‌آسایند.

شیخ الاسلام گفت: کی با داود طائی گفتند: کی تو مشتاقی؟ گفت: نه غایب مشتاق بود، دوست بر من حاضر است.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

احمد بن محمد بن زیاد بن بشر بن درهم الغزی از بصره و عالم و فقیه و شیخ حرم مکه بوده است. او در سنه 340 هجری درگذشته و با بزرگان صوفیه و مشایخ زمان خود، از جمله جنید و ابن الاعرابی، صحبت کرده است. شیخ الاسلام، از او به عنوان صاحب نکته‌هایی در توحید یاد کرده و به دیدگاه‌های او در مورد قرب و دوگانگی و تصوف پرداخته است. ابن الاعرابی نظریاتی پیرامون تصوف دارد که ناظر به ترک عقل و اعتراف به جهل است. او همچنین اشاره کرده که محبت و شوق واقعی در ارتباط با غایبان است، در حالی که دوستی حاضر می‌تواند شوق را کاهش دهد. شیخ الاسلام به نقل از داود طایی نیز اشاره می‌کند که او خود را مشتاق نمی‌داند، زیرا دوستش در کنار او حاضر است.