بخش ۵۴ - و من طبقة الثانیة ابوعثمان الحیری خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
نام وی سعید بن سعد اسماعیل بن سعید بن منصور الحیری النیسابوری اصل او از ری بوده است. شاگرد شاه شجاع و باحفص حداد. و با یحیی معاذ رازی٭ صحبت کرده بود امام و یگانهٔ وقت بود، استاد نشاپوریان بود طریقت و سیرت نیکو دانستی و معاملت راست و طریق تصوف.
با شاه شجاع بنشاپور آمد، باحفص حداد ویرا گفت: که اینجا بایست که شاه آنجا اشتغال و عیال دارد، تو کسی نداری، و شاه میبازگشت، ووی بباحفص بایستاد و باحفص ویرا مجلس نهاد، و گوروی در نشاپور است در سنه ثمان و تسعین ومائتین برفت ازدنیا فی ربیع الاول.
ویرا گفتند: که جوانمردان کیانند؟ گفت: ایشان که خود را نه بینند. و هم وی گفته است: الشوق من شرایع المحبة ویرا سخنان بسیارست در معاملت نیکو. و مشایخ نشاپور به وی نسبت کنند پس باحفص ووی امامست و متقدأ ربانی. گفتهاند: که ربانی او بود که شاگردان را بکمینه علم بپرورد و معاملت نیکو، تا قوی شود علم مهین را.
ووی چنان بوده. در سخن ضعیف است اما در معاملت قوی، و تعظیم شرع و آداب و سیرت نیکوی.
وی گفته است: التهاون بالامر من قلة المعرفة بالآمر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سعید بن سعد اسماعیل، متفکری از نیشابور با ریشهای از ری بود. او شاگردان برجستهای چون شاه شجاع و باحفص حداد داشت و به عنوان استاد تصوف و رفتار نیک معروف بود. در سنه ۱۹۷ هجری درگذشت. او جوانمردان را بیادعا توصیف میکرد و بر اهمیت محبت و علم نیک تأکید داشت. با این که در سخن ضعیف بود، در عمل قوی و به رعایت شرع و آداب معتقد بود. از او نقل شده است: "بیتوجهی به فرمانی نشان از عدم شناخت به فرمانده دارد."