بخش ۹۶ - و من طبقة الرابعه با یعقوب نهر جوری خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
بخش 1
نام وی اسحق بن محمد، از علماء مشایخست، صحبت کرده با جنید و عمر و عثمان مکی. شاگرد با یعقوب سوسی٭ ایذ، بمکه بوده و سالها مجاور، و آنجا برفته در سنه ثلثین و ثلثمائه.
شیخ الاسلام گفت: که من یک تن دیدهام، که میگفت: که من ویرا دیدهام «اما مرا یقین نمیشود» بایعقوب نهر جوری گفت: که باین کار نرسی، تا بترک علم و عمل و خلق بنه گویی. یعنی بدل و همت از علم و خبر برگذری. نه آنک دست باز داری و عمل از بهر ثواب نکنی یعنی او را نه بآن بی، و در ملا خالی بی بازو. من ترک خدمت را ناتوانم و نه بخود درانم، لکن نه او را نه بآنم، نجیناک من التلف بالتلف.
و قال ابراهیم بن فاتک٭ قال ابویعقوب: الدنیا بحر والآخرة ساحل والمرکب التقوی، والنأس علی سفر. وانشد للنهر جوری:
العلم بی وطاً بالعذر عندک بی
حتی اکتفیت فلم تعدل ولم تلم
اقام علمک لی فاحتج عندک لی
مقام شاهدت عدل غیر متهم
و قالاابویعقوب: مشاهدة الارواح تحقیق، القلوب تعریف و قال: اعرف الناس باللّه اشدهم تحیراً فیه. و قال: من اخذ التوحید بالتفلید فهو عن الطریق بعید.
شیخ الاسلام گفت: شیخ با یعقوب خراط عسقلانی گوید که: در بوالحسین نوری٭ شدم با محبر مرا گفت: ای پسر! میخواهی که چیزی نویسی؟ گفتم آری! گفت: بنویس، برمن املا کرد وربدیهه:
بخش 2
محونا ولبثتم سواداً معجماً
بتقویم الفاظ علی اورق جدد
حجبتم بها عن فقه مستنبط النی
الی منتهی لغایات فی سرمد الابد
قهوم بدت من غیبة لعقو لهم
تکاثف امطار هو اطلها مدد
حدانی علی تذکار کم نصح ناصح
اتی کم ترا،یصفحن اوراقکم عدد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به زندگی و سخنان یکی از علمای بزرگ به نام اسحاق بن محمد اشاره دارد که با مشاهیر آن زمان مانند جنید و یعقوب سوسی آشنا بوده است. او به مدت سالها در مکه مشغول تحصیل و مجاورت بود و در دورهای از زندگیاش تجارب و اندیشههای عمیقی را در زمینه علم و عرفان کسب کرده است. او بر اهمیت علم و عمل تأکید میکند و میگوید که اگر کسی تنها به دانش نظری بپردازد و از عمل و خلقیات درست غافل باشد، به جایی نمیرسد. ابراهیم بن فاتک نیز سخنان او را نقل کرده و به این نکته میپردازد که دنیا مانند دریا و آخرت مانند ساحل است و تقوا میتواند همچون مرکبی ما را بر روی این دریا به سمت ساحل فراهم کند. این متن شامل اشعار و نکات عرفانی است که نشاندهنده عمق اندیشههای اسحاق بن محمد و نظراتش درباره علم، تقوا و شناخت خداوند است.