بخش ۳ - در احوال عصر تاریکی و اساتیر میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
پژوهنده ی مردم باستان
که از قوم پیشین زند داستان
چنین گفت: کاین هر که جوید همی
به تاریکی اندر بپوید همی
که احوال پیشین به تاریکی است
خرد را در این راه باریکی است
به تیره شب اندر توان ماه جست
ولیکن نیارد کس این راه جست
نه بنوشته بود است تاریخشان
نه کس می بداند بن و بیخ شان
مگر یاد دارد پسر از پدر
بگوید فسانه تو را سر به سر
که هر کاو به تاریخ شد رهنمون
ز افسانه تاریخ آرد برون
و پا خود نشان ها و آثار پیش
تو را رهنمایی کند کم و بیش
که هر چه از زمین آید اکنون پدید
شود گنج های کهن را کلید
چنان چون درین عصر کامد عیان
همه خشت و آثار کلدانیان
و باز اشتقاقات و نام لغات
نماید تو را صورت واقعات
وگرنه خود را درین راه نیست
کس از راز پوشیده آگاه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پژوهنده ی مردم باستان در این متن به بررسی تاریخ و احوال قوم پیشین میپردازد. او میگوید که جستجوی اطلاعات دربارهی گذشته در تاریکی است و این کار برای خردمندان دشوار است. به ویژه، تاریخ این اقوام به نوشته نیست و کسی نمیداند ریشههایشان کجاست. تنها یادآوری پسر از پدر میتواند افسانهها و داستانهایی را که تاریخ را روشن میکند، منتقل کند. هر کسی که به تاریخ توجه دارد، میتواند از افسانهها بهرهمند شود و آثار و نشانههای پیشینیان را شناسایی کند. در این زمان، آثار کلدانیان و نامها و اشتقاقات آنها میتواند به ما در فهم وقایع گذشته کمک کند. در نهایت، اشاره میشود که بسیاری از رازها و حقایق گذشته همچنان پنهان و ناشناخته باقی مانده است.