نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - جنگ های اردشیر در شیپر و کادوزین میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دگر شیپریان سر برافراشتند

زفرمان شه روی برکاشتند

به شهر سالامین که بد پایتخت

اراکور را سرکشی بود سخت

شهنشاه کشتی بسی کرد ساز

به سرداری نامور تیرباز

به خشکی سپهدار ارونتاس گرد

که داماد شه بود و با دستبرد

اراکور از مصریان خواست یار

که تنگ آورد کار بر شهریار

ولیکن به فرجام زورش بکاست

به جان از ارونتاس زنهار خواست

پس از رزم سیپروس شاه اردشیر

ابر جنگ کادوزیان شد دلیر

سپاهی برآراست بیش از شمار

پیاده فزون بد زسیصد هزار

چو آمد به کادوزیان آگهی

زآذوقه کردند کشور تهی

در اردوی شه قحطی افتاد سخت

چنین شد گمانش که برگشت بخت

ولیکن به تدبیر تیری بیاز

ببردند کادوزیانش نیاز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به نبردی اشاره شده است که در آن دگر شیپریان از فرمان شاه روی برمی‌گردانند. در شهر سالامین، شاه به جنگ با مصریان می‌پردازد و سپاهی بزرگ به رهبری سرداری نامور تشکیل می‌دهد. او از داماد خود، ارونتاس، که سپهدار است، کمک می‌خواهد. اما ارونتاس در برابر مصریان شکست می‌خورد و به ناچار از او کمک می‌طلبد. در ادامه، در اثر قحطی و کمبود آذوقه در اردوگاه شاه، امیدها برای پیروزی کاهش می‌یابد، اما در نهایت با تدبیر، نیازهای کادوزیان تأمین می‌شود.