بخش ۵۸ - پادشاهی اورهرمز پور شاپور میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یکی پور بودش چو تابنده شید
که از دختر مهرک آمد پدید
جهان جوی را نام هرمز بدی
بهر کار دانا و گربز بودی
به ملک خراسان بدی حکم دار
ازو گشت بد دل مگر شهریار
خبر یافت هرمز ازین کم و بیش
به خنجر ببرید پس دست خویش
فرستاد زی شهریار بلند
دل شاه گردید ازو دردمند
بدو داد شاپور تاج شهی
بپایید لیکن به گاه مهی
چو بعد از پدر اندر آمد به گاه
یکی سال و ده روز بد پادشاه
بمرد و به بهرام بسپرد رخت
ورارام سالی سه بد نیکبخت
نخستین ورارام نامش بدی
همه کار گردون به کامش بدی
ولی بعد سه سال و سه ماه باز
به اورنگ شاهی نماند او دراز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در ابتدا، شخصی به نام هرمز به دنیا آمد که پسر دختری به نام مهرک بود. او در جهان، به عنوان یک حاکم در خراسان شناخته میشد. با این حال، شهریار از او بد دل شد. هرمز، از این وضعیت آگاه شد و خود را با خنجر زخمی کرد و تاج سلطنت را به شاپور داد. شاپور به مدت یک سال و ده روز پادشاه شد و پس از او به بهرام، پادشاهی سپرده شد. بهرام نیز به مدت سه سال و سه ماه سلطنت کرد، اما در نهایت، سلطنت او طولانی نشد.