بخش ۶۷ - پادشاهی یزدگرد میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو شد پادشاه بر جهان یزدگرد
مغان را سراسر همه کرد گرد
بدیشان چنین گفت کز بخردی
نبایست هشتن ره ایزدی
گر اندر جهان داد بپرا کنیم
همان به زبیداد گنج آکنیم
بد و نیک چون هر دو می بگذرد
خنک آن که گیتی به بد نسپرد
نباید به مردم بدی پیشه کرد
به نیکی همی باید اندیشه کرد
اگرچه یهود است و ترسا کسی
نباید که آزرده گردد بسی
بکوشیم و پیوسته داد آوریم
مبادا زبیداد یاد آوریم
بزرگان بر او خوانده اند آفرین
که بی تو مبادا کلاه و نگین
در ایام او بود ارکادیوس
به روم اندرون صاحب پیل و کوس
پسر بود او را یکی خردسال
که خواندش تیودوز فرخنده فال
یکی نامه بنوشت نزدیک شاه
سپردش تیودوز و گنج و سپاه
که چون روزگار من آید به سر
تو خوانی تیودوز را چون پسر
چو او مرد شاه جوانمرد گو
بسی نیکویی کرد با شاه نو
کشیشی که بد نام او ماراتاس
سوی شاه آمد زبهر سپاس
بسی آفرین کرد و بنواختش
به نزدیک خود جایگه ساختش
در ایران هر آن کس که ترسا بدی
زنازش سرش مهر فرسا بدی
مغان را به دل آمد از شاه کین
بزه گرش خواندند و ناپاک دین
چو سی سال از شاهیش شد فزون
ز بینی یش بگشود یک روز خون
سوی چشمه سویی گرایید زود
در آن جایگه کرد گیتی درود
یکی کودکش بود با فرو هوش
که بهرام یل کرد نامش سروش
سپردش به دست شه تازیان
که آموزدش راه سود و زیان
چنان گشت بهرام فرخ سرشت
که از هر کسی در هنر برگذشت
به نزدیک منذر همی زیست شاد
نیاورد جز گور و نخجیر یاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاه یزدگرد بر جهان پادشاهی کرد و مغان را گرد آورد و به آنها گفت که نباید به بدی رفتار کرد و باید به نیکی بیاندیشند. او تأکید کرد که در جهان بد و نیک هر دو میگذرد و بهتر است که دنیا را به بدی نگذرانیم. همچنین توصیه کرد که نسبت به دیگران، حتی یهودیان و ترساها، باید با احترام و محبت رفتار کرد. در زمان او، ارکادیوس در روم پادشاهی میکرد و پسرش تیودوز با خوشخیالی به مقام پادشاهی رسید. تیودوز پس از مرگ پدرش، با جوانمردی و نیکویی با یزدگرد رفتار کرد و کشیشی به نام ماراتاس برای سپاسگزاری نزد او آمد. در نهایت، یزدگرد پس از سی سال پادشاهی به زخم در بینی مبتلا و به سرش درد آمد. او در این دوران، فرزندش بهرام را به یکی از شاهزادگان تازی سپرد تا او را در هنر و علم تربیت کند. بهرام فرزند نیک سرشتی شد و در نزد منذر زندگی شادی داشت.