بخش ۸ - سلاله آبادیان میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خنک گاه آبادیان گزین
که آباد گردید از ایشان زمین
بود یافث آباد فرخ نهاد
که کلدانی آبت نمودش یاد
هم اکنون از آن قوم فرخنده رای
جز آباز و چرکس نبینم به جای
سیامک مگر خود بدی زان تبار
که همواره می زیست در کوهسار
به هندی ورا نام شیوا بدی
که در پیش دادار برپا بدی
چو بگرفت رسم و ره بندگی
ز دیوان سرآمد بر او زندگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، سخن از آبادانی و خنکی سرزمینهایی است که به دست قوم یافث ساخته شدهاند. یافث، نسل سعادتمند و نیکوکار، به یاد کلدانیها، سرزمینی آباد پدید آورد. شاعر اشاره میکند که جز آباز و چرکس از آن قوم باقی نمانده است. همچنین به سیامک، که از تبار یافث و در کوهها زندگی میکرد، اشاره میشود و او را با نام شیوا در هند میشناسند. در نهایت، بیان میکند که سیامک با پیروی از اصول و رسمهای بندگی، از دیوان فرار کرده و زندگیاش را شروع کرده است.