شمارهٔ ۱۸ - مدح امامزاده واجب التعظیم احمد بن موسی الکاظم علیه السلام اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنکه خاک آستانش کعبه صدق و صفاست
سید سادات عالم احمد موسی الرضاست
ز آستانش گرنیی واقف ندانی عرش چیست
هر که این در میشناسد آگه از عرش خداست
از جهان نوری که میخیزد ز بامش ظاهر است
کاین چراغ روشنی از خاندان مصطفی است
نور این شهزاده چشم کور روشن میکند
زانکه نور دیده شاه شهید کربلاست
اصل این گوهر که نور شرا چراغ عالم است
مجمع البحرین ختم انبیا و اولیاست
انتساب گوهر پاکش ببحر الاتنساب
هفت بحر آمد که او بحر محیط کبریاست
احمد بن موسی بین جعفر بن باقری
کز علی بن حسین بن علی مرتضاست
حجه الله است و علم الله را برهان از اوست
این سخنرا حجت و برهان طلب کردن خطاست
نور پاکش قبله خیل ملک شد کز شرف
او کجا از روی قدر و کعبه خاکی کجاست
یا امام از لطف حاجت بخش خلق عالمی
کعبه گر قبله حاجت ترا خواند رواست
رحم کن بر اهلی مسکین که از آب دو چشم
پای بر گل مانده و دست امیدش بر دعاست
یارب از لطفت به آب روی این سید بشوی
هر چه از خط خطا بر نامه اعمال ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مقام و عظمت امام رضا (ع) صحبت میکند. شاعر او را به عنوان کعبهای از صدق و صفا معرفی میکند که از آستان او، نور و روشنی جهان ساطع میشود. او همچنین به ارتباط امام رضا با خاندان پیامبر اسلام (ص) اشاره میکند و تأکید میکند که نور امام، باعث روشنایی دلها میشود. شاعر از خداوند درخواست میکند که بر حاجتها و دعاهای مردم پاسخ دهد و از خطاهای آنان بگذرد. در کل، این شعر به ستایش امام رضا و مقام بلند او در عالم هستی میپردازد.