نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ - در وصف خیمه و مدح شاه اسماعیل گوید اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

این چه فرخنده خیمه این چه سر است

آسمانی است کز زمین برخاست

خانه راحتست و مامن عیش

کعبه خلق یا بهشت خداست

میخش از شاخ طوبی است و سزد

که طنابش ز گیسوی حور است

همه طرحش خیال خاص بود

به از این در خیال نایدر راست

بتماشا در آ که گلزارش

روشنی بخش دیده بیناست

گل باغش که تازه است مدام

کس چه دانست کز چه آب و هواست

نو بهاریست کز خزان دور است

در همه موسمی بشنو و نماست

پیش نقش ختایی یی که دروست

وصف نقاش چین مکن که خطاست

سایه چتر شاه بر سر اوست

گر کند سایه بر سپهر رواست

خسرو عهد شاه اسماعیل

آنکه کیخسروش کمینه گداست

بار گاهش ز آسمان بگذشت

خیمه قدر او از آن بالاست

هر کجا خیمه زد بقصد عدو

ناوکش میخ دیده اعداست

نیزه او ستون اسلام است

خیمه شرع و دین از او برپاست

چتر او هر کجا که سایه فکند

سایه اش بر سر هزار هماست

صحن بزمش ر بس زر افشانی

چون بساط چمن نشاط افزاست

تا ابد باد زیر خیمه چرخ

سایه دولتش که بر سر ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف یک خیمه فرخنده و با شکوه می‌پردازد که نمادی از آرامش و خوشبختی است. شاعر این خیمه را بهشتی بر روی زمین معرفی می‌کند و آن را جایی برای آسایش و خوشی مردم می‌داند. در این خیمه، زیبایی‌ها و نعمت‌های فراوان وجود دارد و برکت و سایه قدرت شاه بر آن حاکم است. شاعر همچنین به شاه اسماعیل و نقش او در برپایی دین و شریعت اشاره می‌کند و او را به عنوان ستونی برای اسلام معرفی می‌کند. به طور کلی، این شعر به قدرت و عظمت سلطنت و آسایش حاکم در زمان خود اشاره دارد.