نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شماره ۲۴ - تاریخ وفات خواجه بسحاق اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / تواریخ / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خواجه بسحاق پیر صاحبدل

بود شمعی درین کهن فانوس

شد اسیر اجل که مردن را

نکند چاره عقل جالینوس

رفت مردانه آخر از عالم

زانکه زد سالها بمردی کوس

همه گویند بهر تاریخش

مرد مردانه پیر با ناموس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مرگ خواجه بسحاق، مردی سالخورده و با نفس پاک، اشاره می‌کند. او را به شمعی در فانوس کهن تشبیه می‌کند که در نهایت در برابر مرگ تسلیم می‌شود. با وجود اینکه عقل جالینوس(به عنوان نماد دانش) نمی‌تواند مانع مرگ شود، خواجه بسحاق با شجاعت و وقار از دنیا می‌رود و همه او را به خاطر تاریخچه‌اش و رفتار مردانه‌اش یاد می‌کنند.