برگ هشتم پنج زر سفید اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
ای آنکه سگت آب رخم نپذیرد
در کوی تو صد گدا بحسرت میرد
درویش تورا نیست بجز ناخن دست
چیزی که به پنج تنگه دستش گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حسرت و ناامیدی را بیان میکند. شاعر به شخصی اشاره میکند که حتی سگ او نیز در برابر محبت و توجه کسی (یا چیزی) بیاعتناست. در این کوچه، گدایان به خاطر عشق و آرزوهایشان در انتظار میمیرند. در نهایت، شاعر میگوید که درویش چیزی جز ناخن دستش ندارد و نمیتواند چیزی بیشتر از این را در دست بگیرد. این موضوع نشاندهنده فقدان و کمبود در زندگی انسانهاست.