نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - نوشتن گل جواب نامه جم را اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / سحر حلال / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

بخش 1

ساقی از آن شیشه صاف گلاب

خون شده در نافه ناف گل آب

لای اگر از صافی جان لازمست

صافی او زان تو و ان لازمست

غنچه وش این نامه دلبرگشای

چشم جم از خانه دل برگشای

کز خط عذرا دل وامق به است

نامه گل هم سوی عاشق به است

کرد خطی آن پری آخر سواد

چشمه حیوانی و ظاهر سواد

خضر خطی در نظر آب حیات

گلشن جان وز همه باب حیات

نامه گل چون بر جانباز شد

بر تن بی جان در جان باز شد

کاینهمه شرح ستم از ما چراست

دعوی خون تو هم از ماجراست

هر که شد از این رخ و قد داد خواه

گو برو از خاطر خود دادخواه

نرگس من کاهوی چین و خطاست

جستن او آفت دین و خطاست

گر پی من عاشق رهبر گرفت

دامن جان برزد و ره برگرفت

سنبل من شانه شمشاد یافت

خاطر ازان نکهت و شم شاد یافت

شانه شمشاد شد از غصه خرد

کار دل از من نشد القصه خرد

از لب من گر سر کامت بود

تلخی غم در خور کامت بود

گنجم و خونخواری مارم زیان

وز همه خونریزی ما رمزی آن

کی سوی غیر آیم و گنجم تهی

گو دل ازین وسوسه کن جم تهی

یا گذر از افسر و این ترک سر

یا بکن از خنجر کین ترک سر

بخش 20

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد دل شاعر می‌پردازد. ساقی از شیشه‌ای پر از گلاب صحبت می‌کند که مظهر زیبایی عشق و دل‌باختگی است. شاعر از زیبایی‌های طبیعت و همچنین خطی که پری‌رویی برای عاشق نوشته استفاده می‌کند تا عمق عشق و دلتنگی را نشان دهد. او به دوستی و رابطه‌ای که با معشوق دارد اشاره کرده و می‌گوید که غم و ستم‌های موجود در دل او ریشه در این عشق دارد. شاعر همچنین به سختی‌های عشق و چالش‌هایی که با آن مواجه است، از جمله انزوا و درد اشاره می‌کند و تمثیل‌هایی از گل و نرگس برای بیان زیبایی و مصیبت عشق استفاده می‌کند. او در نهایت به این فکر می‌افتد که آیا می‌تواند از این وضعیت رها شود یا به عشق ادامه دهد و به وضوح احساس می‌کند که عشقش او را به درد و رنج دچار کرده است.