نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - در توحید باریتعالی گوید اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / سحر حلال / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

بخش 1

ای که بر اسرار تو دانا کمند

کی رسد از عقل کس آنجا کمند

کیست درین مرحله تا آخرت

رهبر اول شده یا آخرت

چون همه ز اندیشه خود واپسند

کی بود اندیشه‌ات از ما پسند

کی کند ادراک تو حاصل خرد

فهم کی این عشوه باطل خرد

در کف داود تو جان جبه چیست

علم تو داند که در آن جبه چیست

لطف تو بخشنده تخت از نواخت

یوسف جان رایت بخت از نو آخت

یافته از لطف تو جنت نعم

قهر تو لا گفته و رحمت نعم

بخشش تو نعمت و گنج روان

رنجش تو علت و رنج روان

تا شدی از بنده دین رنج‌کاه

یافته صد راحت ازین رنجگاه

گلبن تن را دهی از جان نوا

بلبل دل را رسد از آن نوا

نغمه شوقت دل عشاق راست

آمد از آن نغمه عشاق راست

بنده بی‌عشق تو مرد ار زنست

بهتر از آن بی‌غم و درد ارزنست

در مکش از کرده بد روز ما

شب مکن از هیبت خود روز ما

بخش 16

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف اسرار الهی و ارتباط انسان با خدا می‌پردازد. شاعر از محدودیت عقل و اندیشه بشری می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که فهم عمیق‌تری از خداوند و معارف الهی فراتر از عقل بشر است. او به نقش لطف و رحمت خدا در زندگی انسان‌ها اشاره کرده و نشان می‌دهد که مشکلات و رنج‌ها می‌توانند به راحتی ختم شوند و در نهایت، عشق به خداوند، بالاترین مقام و ارزش را دارد. شاعر از خداوند می‌خواهد که در زندگی بندگانش، رحمت و محبت را بیشتر به نمایش بگذارد و از سختی‌ها و مشکلات بکاهد.