نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - در مناجات گوید اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / سحر حلال / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

بخش 1

یا رب از احسان نظر از ما متاب

دوزخ عصیان دگر از ما متاب

چون دهد احسان تو رحمت نشان

آتش قهر از نم رحمت نشان

لطف تو بخشنده و جان مستحق

شد دل و جان همه زان مست حق

ما همه بیچاره و سرگشته ایم

دانه جرم از همه سرکشته ایم

لطف کن از رحمت امید بخش

تا رسد از نعمت جاوید بخش

گر کنی آمرزش مفسد رواست

بر در تو رایج و کاسد رواست

گرفتد آن سایه و پرتو بفرق

نیست در آلایش و در توبه فرق

هر که تو در زحمت و بیم آریش

زهر به از شربت بیماریش

باد اگر آید سوی گل بی زیان

یافته از بوی تو گل بیزی آن

وای از آندم که چو خوارزمیان

خشم تو روبد گل و خار از میان

ما همه در آفت و زحمت بری

ذات تو از آفت و زحمت بری

لطف تو انداخته هر گوشه خوان

بر سر خوان بنده بی توشه خوان

خلق بر آن خوان همه دم خوانده اند

سوره المایده هم خوانده اند

چو کشد آن بخشش شاهانه خوان

یاد کن از اهلی افسانه خوان

بر دل درمانده بیکار ساز

رحم کن از لطف خود ای کارساز

رحمت خود بر سر افتاده پاش

در ره احمد مبر از جاده پاش

بخش 19

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طور کلی ندا به خداوند است و در آن شاعر از او درخواست رحمت و بخشش می‌کند. او از خداوند می‌خواهد که از احسان و لطف خود بر بندگانش نظر کند و از آتش قهرش دوری کند. شاعر به ناله و التماس به خداوند پرداخته و از بیچارگی و گناه خود صحبت می‌کند. او امیدوار است که خداوند با رحمتش بر بندگانش سایه بیفکند و آمرزشی عطا کند. در پایان، شاعر از خدا می‌خواهد که او را از فتنه و زحمت‌ها نجات دهد و راه راست را برای او هموار کند، و به یاد خوبی‌های پیامبر احمد باشد.