نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳ - آواره شدن پروانه از بزم شمع اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / شمع و پروانه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو جمعی را بلایی پیش آید

ملامت بر زبونان بیش آید

گر از برق بلا آتش فروزد

به غیر از خرمن عاشق نسوزد

چو صیاد از پی نخجیر راند

زبون‌تر صید مسکین بازماند

اگر بر رهگذر صد مور آید

بر او کافتاده باشد زور آید

اگر باد از نمکزار آورد خاک

نباشد جای او جز سینه چاک

اگر خود بر نمک هم کف بری پیش

نسوزد غیر انکشتی که شد ریش

به هر جا زآهن و سنگ آتش افروخت

در آن پَرگاله گیرد کاتشش سوخت

چو باد از شمع کوته دست گردید

ز کین شمع بر پروانه پیچید

جدا کرد از بر شمعش به زاری

به خاک ره فکند او را به خواری

بدان جورش که باد آواره می‌کرد

چو میشد باز پس نظاره میکرد

چو کردی باد با وی تندی آهنگ

همی جستی ازو فرسنگ فرسنگ

دلش از جور او می‌خَست و می‌رَفت

چراغ از دیده‌اش می‌جَست و می‌رَفت

ز جورش هر نفس دیدی بلایی

چو موری در دهان اژدهایی

پرش نزدیک کز افتان و خیزان

شود چون برگ گل از باد ریزان

طپیدی همچو مرغ نیم بسمل

میان خاک و خون منزل به منزل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف بلایای ناگهانی و سختی‌ها می‌پردازد که بر برخی از افراد وارد می‌شود. او تأکید می‌کند که وقتی مشکلی پیش می‌آید، معمولاً بیشترین سرزنش به زبان‌آوران و ضعفا مربوط می‌شود. شاعر به مقایسه‌هایی پرداخته و نشان می‌دهد که اگر خشم و بلایی وجود داشته باشد، تنها بر افرادی که توانایی متحمل شدن آن را ندارند، تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، صید ضعیف، طعمه‌ای است که در مقابل صیاد بی‌رحم تنها می‌ماند. همچنین، اگر بلای سختی به کسی برسد، او همچون پروانه‌ای است که در کنار شمع، در آتش می‌سوزد و از آن جدا می‌شود. در نهایت، شاعر به هر دلیلی یادآوری می‌کند که زمانی که بلایی بر می‌خیزد، طبیعت همیشه در حال تغییر و تحول است و قربانیان این مشکلات، در حال رنج کشیدن می‌باشند.