نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - بیرون آمدن شمع از پرده فانوس و روان شدن نور بجستجوی پروانه اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / شمع و پروانه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر عاشق گهی بهر صبوری

بود در پرده عصمت ضروری

عجب نبود چو گردد شوق افزون

که آید بی سبب از پرده بیرون

گشاد پرده چونشمع آرزو کرد

بهمت گل برون از غنچه آورد

درآمد خادم و دامان فانوس

به خدمت در میان زد از زمین بوس

جمال شمع چون برقع برانداخت

جهان روشن به نور خویشتن ساخت

از آزادی چو گل خندان برآمد

تو گفتی یوسف از زندان برآمد

چو مهر از صبح عارض چهره بگشود

به نور خویش راه شام پیمود

روان شد نور همچون برق تابان

پی پروانه جستن در بیابان

نبود از جستجو یکدم فراغش

همی جستی در آن شب باچراغش

در آن ظلمت همی شد با دل جمع

که پشتش گرم بود از جانب شمع

به هر منزل که از روزن همیرفت

به چشم دیو و دد روشن همیرفت

چنان جستش که گشت از جستجوست

ولیکن یافت آخر آنچه می جست

مدار ایطالب از جویندگی دست

که در جویندگی یا بندگی هست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و شوق می‌پردازد و به نقش صبوری و عصمت در عشق اشاره دارد. شاعر توضیح می‌دهد که وقتی شوق افزایش می‌یابد، بی‌دلیل عشق به نمایش درمی‌آید. تشبیهاتی مانند گل و شمع نشان‌دهنده‌ی زیبایی و روشنایی عشق هستند. در تصویر اشعار، شمع به عنوان نماد عشق و زیبایی آمده و نور آن به دنیای تاریک روشنی می‌بخشد. جستجو برای یافتن عشق به قدری مهم است که انسان حتی در تاریکی و سختی‌ها هم از تلاش دست برنمی‌دارد. در نهایت، شاعر می‌گوید که باید از جویندگی و همّ و غم نداشتن دست کشید، زیرا در این جستجو، ممکن است به بندگی گرفتار شویم.