نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۰ - یافتن نور پروانه را بحالت زار و حال شمع را در عشق با او گفتن اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / شمع و پروانه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو نور از جستجو یک لحظه ننشست

رسید آخر بدان پروانه مست

چنان دیدش که بود از چشم مردم

به چشم مردمان چشم خود گم

اگر گویم خیالی مینمودی

خیال من بود کان هم نبودی

فتاده بالها در هم کشید

ورق برهم زده گشته جریده

چنانش سوز داغ از سر گذشته

که خاک از سایه او داغ گشته

تنش چون مردمان دیده خویش

ز غم در عین زاری با دل ریش

نظر چو باز گرد آن نور را دید

به مهر شمع او را گرم پرسید

ز عین مردمی چون پیش خواندش

روان بر دیده روشن نشاندش

چو شمعش رشته های جان برآشفت

بنور از شوق نور چشم خود گفت

که ای از لطف، چشم روشن من

چراغ عمر من گشت از تو روشن

تویی چشم مرا آن روشنایی

که افروزی چراغ آشنایی

بگو با من حدیث شمع روشن

که باری از فراقش سوختم من

بگو چون است و باوی همنفس کیست

مرا حال اینچنین شد حال او چیست

زبان بگشاد نور و راز گفتش

حکایت ها یکایک باز گفتش

خبر از سوز داغ و زاریش گفت

پس آنگه قصه بیماریش گفت

به اول مژده شادی رساندش

بآخر زهر دلتنگی چشاندش

چو بشنید این سخن بسیار بگریست

چو شمع از آتش دل زار بگریست

ز شوق شمع داغ دل فزودش

یکی صد گشت آن داغی که بودش

بزاری گفتش ای نور دو دیده

چراغ خاطر محنت کشیده

ز شرح محنت آن شاه خوبان

مرا آتش زدی در رشته جان

چو غمگین کردیم غمخوار من شو

شفا بخش دل بیمار من شو

درین محنت کسم فریاد رس نیست

و گر باشد کسی، غیر از تو کس نیست

چو از لطف چراغم گشت روشن

ندارم بعد ازین دستت ز دامن

دری بروی من از لطف بگشای

رهی بر کعبه مقصود بنمای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر از مواجهه با نوری زیبا و دل‌انگیز سخن می‌گوید که شبیه به یک پروانه است. او از نگاه مردم سخن می‌گوید که این نور را درک نمی‌کنند و شاعر به توصیف وضعیت آشفته‌گی و اشتیاق خود می‌پردازد. سپس به گفتگو با این نور می‌پردازد و از او می‌خواهد تا از حال و روزش بگوید. نور در پاسخ، داستان غم و اندوه ناشی از فراق را روایت می‌کند و شاعر با شنیدن این سخنان بسیار می‌گرید و از درد دلش می‌گوید. او از نور می‌خواهد که شمعی باشد برای دلش و به او کمک کند تا از این محنت رهایی یابد. شاعر در نهایت درخواست می‌کند که نور راهی به سوی مقصودش نشان دهد.