بخش ۹ - صفت عشق اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / شمع و پروانه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خوش آن عاشق که سرگرم خیال است
دلش پروانه شمع جمال است
در آتش هر شبی پروانه وار است
چو شمع از سوز دل شب زنده دار است
دلش پروانه وش از غم بود ریش
چو شمع از گریه شوید دامن خویش
چو فانوسش کسی دل برفروزد
که از داغ درونش سینه سوزد
مبادا آن تن که هست از سوز دل دور
چکار آید کسی را شمع بی نور
چو شمع آن کس که سوز دل ندارد
فروغ زندگی حاصل ندارد
خوش آن عاشق که سوز دل پذیرد
که بی آتش چراغی در نگیرد
ز خود پروانه وش چون دور گردد
چو شمع از پای تا سر نور گردد
چو سوز شمع وش پروانه را نور
فروغ او بود نور علی نور
خوش آن کت یار خواند جانب خویش
که گل آتش شود آتش کلت پیش
چو آید جذبه معشوق سرکش
کشد پروانه وش عاشق در آتش
در آتش خود نشد پروانه عمدا
کسی هرگز نزد بر تیغ خود را
بود شمع اژدهای آتشین نیش
دم گرمش کشد پروانه را پیش
چراغ دولت آن عاشق برافروخت
که بهر شمع خود پروانه وش سوخت
بیا ایعاشق شمع دل افروز
طریق عشق از پروانه آموز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر از پروانه و شمع به عنوان نمادهای عشق و دلسوزی استفاده میکند. عاشق واقعی کسی است که در آتش عشق میسوزد و با دلی پر از اشتیاق، نظارهگر زیبایی معشوقش است. شاعر تأکید میکند که عاشق باید با سوز دل زندگی کند و بدون این سوز، زندگیاش فاقد نور و روشنایی است. همچنین، اشاره میکند که عشق واقعی به همراه درد و شوق است و تنها در این حالت، عاشق میتواند به حقیقی بودن عشق پی ببرد. در نهایت، شاعر از عاشقان میخواهد که از پروانهها بیاموزند و عشق را با تمام وجود تجربه کنند.