شمارهٔ ۲۳ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خسروی که بر درذهن توروح قدس
خود را بخیلتاشی تعریف میدهد
خادم نه ناقدی است که در رشته سخن
یکسان چو آسمان سره و زیف میدهد
باوی بصرف تهنیت امروز نقدهاست
وان جمله را کمال تو تزییف میدهد
زین شیوه خود نفس نتوان زد که قدر تو
تشریف را ز مرتبه تشریف میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عظمت و مقام والای یک شخصیت (خسرو) است که در ذهن و روح دیگران تأثیرگذار است. شاعر تأکید میکند که نه تنها کسانی که به این شخصیت خدمت میکنند، بلکه نقدهایی که از او میشود نیز میتواند ناقص و نادرست باشد. او به این نکته اشاره دارد که تعریف و تمجید از این شخصیت باید از عمق وجود او ناشی شود و نمیتوان به سادگی او را قضاوت کرد، زیرا مقام او فراتر از نقد و بررسیهای سطحی است.