شمارهٔ ۴۰ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مدتی تا در این جهان بودیم
هرزه گفتیم و باد پیمودیم
مردمان در عمارت افزایند
ما همه در خسارت افزودیم
ای بسا کز برای سود و زیان
شب نخفتیم و روز ناسودیم
ملکا، گرچه ما ز بدبختی
خود نکردیم هرچه فرمودیم
تو ببخشا و رحم کن بر ما
گرچه بر خویش ما نبخشودیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از لحظاتی که در زندگی گذرانده سخن میگوید و نارضایتی خود را از رفتار و تصمیماتش ابراز میکند. او به این نکته اشاره میکند که مردم در حال پیشرفت و ساخت و ساز هستند، در حالی که آنها فقط به ناکامیها و خسارتها دامن زدهاند. همچنین، از ناتوانی خود در ارزیابی درست سود و زیان صحبت میکند و از خداوند طلب بخشش میکند، حتی اگر خود بر خود رحم نکردهاند. در واقع، این شعر اشاره به ناکامیها و طلب بخشش در برابر اشتباهات انسانها دارد.