شمارهٔ ۹ اثیر اخسیکتی
اثیر اخسیکتی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جهانداری که خاطر قدراوجت راندید
گرچه در پرواز معنی، بال ادراکش بسوخت
نام صد دینار و اطلس بنده چون بشنید دوش
چهره ی دینار گونم همچو اطلس برفروخت
ریش رعنا کرد و در بازار مالیخولیا
رفت از آن دستار بخرید واز آن دراعه دوخت
خاطرش دیدیم هر دم بر سر راه امید
وعده ی خوش میفزود وعده ی تر میفروخت
چون سر از خاک امل برداشت روز باک بود
کاین چنین شادی جهان ازوی تنومندی ندوخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای انسانی میپردازد که با نگاه به دنیا و خواستههایش، از ویژگیها و زیباییهای زندگی لذت میبرد. شاعر اشاره میکند که هر چند که انسان در تلاش برای بالا رفتن و نیل به اهدافش است، اما به خاطر نام و نشانههای مادی مانند دینار و لباسهای زیبا، دچار تغییر حال میشود و احساس خوشحالی و هیجان میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که این شادیهای دنیوی پایدار نیستند و نمیتوانند منبع حقیقی خوشبختی باشند.