شمارهٔ ۲۲ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیار فاخته مهرا شراب غالیه بوی
که خاک غالیه رنگ است و روز فاختهگون
تو با کرشمه طاوس پیش من بخرام
اگر ز سرما طاوس شد ز باغ برون
چنانکه باز نسیمن گرفت بر سرکوه
بگیر بازی کز حلق و برآید خون
از آن کفی که چو موی حواصل آمد گرم
قدح بده که جهان پر حواصِل است کنون
برفت بلبل و ما را ز رفتنش چه زیان
که بلبل است ثناگوی شاه روزافزون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و لذتهای دنیوی صحبت میکند و به نوشیدن شراب و شادیهای زندگی اشاره میکند. او به بلبل و فاخته اشاره میکند که نماد عشق و زیباییاند و میگوید که با کرشمه و طاوس، به زندگی و خوشیها پرداخته شود. شاعر به شوق و احساسات خود در مواجهه با زیبایی طبیعت و عشق پرداخته و همچنین به زودگذر بودن زندگی اشاره میکند. به طور کلی، شعر به دعوت به شادی و زندگی در لحظه میپردازد.