شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد
آستان ساحت جاه ترا چون برکشید
عقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد
فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوخت
چون قضا در دیدهٔ بخت تو بیداری نهاد
دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانک
بالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد
عذر آن اقدام چون خواهم که خاکش را سپهر
سرمهٔ چشم خداوندی و جباری نهاد
شاد باش ای مصطفی سیرت که خلق شاملت
بیتکلف بر تکبر داغ بیزاری نهاد
از شرف در عرض من عرقی نهادستی چنانک
مصطفی در نسل بوایوب انصاری نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توحید و عظمت خداوند اشاره دارد و به ستایش صفات او میپردازد. شاعر در ابتدا خداوند را به عنوان خالق و بنای جهان معرفی میکند و به اصل نیکوکاری او اشاره دارد. او نیز از جایگاه و مقام بالای خداوند در آسمانها و زمین سخن میگوید و به قدرت و حکمت او اشاره میکند. در ادامه، به زندگی انسان و جایگاه او در دنیا اشاره میشود و یادآوری میشود که انسانها باید به مقام و عظمت خداوند ایمان داشته باشند. همچنین، شاعر به پیامبر اسلام، مصطفی اشاره میکند و او را مورد ستایش قرار میدهد و از رفتار و سیرت نیک او یاد میکند. با یک تصویر زیبا، شاعر به مقام و تاثیر پیامبر در نسلهای بعدی اشاره میکند و بر اهمیت و نفوذ او در زندگی مردم تأکید میورزد. در کل، این شعر تجلیلی از خداوند و پیامبر اسلام و تأکید بر نیکوکاری، صفات عالی انسانی و ارتباط با خداوند است.