نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهد انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای جهانی پر از مکارم تو

انوری در جهان ترا دارد

چون قوی‌دل بود به رحمت تو

هر زمان زحمتت همی آرد

چکند گرچه نیست بر تو عزیز

خویشتن خوار می‌نپندارد

بسکه کوشد که با تو دم نزند

کرمت خامشش بنگذارد

مبرمی شرط شاعریست ولیک

بنده را زان شمار نشمارد

اینک این مباینت حکمیست

که به انصاف حکم بگزارد

اینکه او پشت دست می‌خاید

همه را پشت پای می‌خارد

چه کنم قصه چون دراز کنم

عیش تلخم همی بیازارد

آب چون آتشم فرست که باد

بر سرم خاک غم همی بارد

آب انگور بوک سعی کند

تا غمم غوره در نیفشارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جهانی پر از نیکی‌ها و مکارم خداوند می‌پردازد. شاعر به رحمت و لطف خدا اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه انسان‌ها ممکن است در نظر او ارزشی نداشته باشند، اما خداوند هیچ‌گاه بندگان خود را خوار نمی‌گرداند. او تلاش می‌کند که با خداوند دم نزند و در پیشگاه او خاموشی اختیار کند، حتی اگر این رفتار با معیارهای شاعری در تضاد باشد. شاعر با اشاره به خستگی و تلخی‌های زندگی، از خدا می‌خواهد که به او کمک کند و غم‌هایش را کاهش دهد. او در نهایت از رنج‌ها و چالش‌های خود سخن می‌گوید و به دنبال آرامش و تسکین است.