شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
انوری را خدایگان جهان
پیش خود خواند و دست داد و نشاند
باده فرمود و شعر خواست ازو
واندر آن سحر کرد و در افشاند
چون به مستی برفت بار دگر
کس فرستاد و پیش تختش خواند
همه بگذار این نه بس که ملک
نام او بر زبان اعلی راند
بیش از این در زمانه دولت نیست
هیچ باقیش در زمانه نماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
انوری، شاعر بزرگ، توسط خدایگان جهان فراخوانده شد و مورد احترام قرار گرفت. آنها از او خواستند که شراب بیاورند و شعری بخواند. انوری در حالی که مست شده بود، بار دیگر به حضور آنها رفت و دیگرانی را نیز به حضور خواند. پیام این است که اگرچه نام انوری بر سر زبانهاست، اما در این دنیا هیچ چیز پایدار نیست و همه چیز در گذر است.