شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
احکام دین چو از شرفالدین شرف گرفت
آنرا عنایت ازلی تقویت کند
آن کاملست او که نماند جهان جهل
گر علم را به کلک و نظر تربیت کند
از رای اوست تابش خورشید عاریت
مه زان به طبع تابش ازو عاریت کند
هردم ز غایت و رعش کاتب یمینش
همسایه را به عزل همی تعزیت کند
نشگفت اگر به قوت فتویش بعد از این
باگرگ میش کشته لجاح دیت کند
هان تا به منصبش نکنی تهنیت که دین
خود را به منصب شرف تهنیت کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت احکام دین و تأثیرات مثبت آن بر زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر بیان میکند که احکام دینی از مقام و شرف بالایی برخوردارند و این شرف با عنایت ازلی تقویت میشود. همچنین، او تأکید میکند که علم و دانش باید به درستی پرورش یابند تا از جهل کاسته شود. شاعر به نوری که از علم و فتوا میتابد اشاره میکند و این نور را به عنوان نشانهای از آگاهی و روشنی میداند. در نهایت، او به ضرورت تقدیر و تهنیت در دین اشاره میکند و بر لزوم تکریم آن تأکید میکند.