نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۷ - التماس انعام انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ترا آفتاب حاجب بار

حشمتت را ستارگان در خیل

چرخ جاه ترا معالی برج

بحر جود ترا مکارم سیل

بوده در وقت فطرت عالم

گوهرت را وجود جمله طفیل

شرر شعلهٔ سیاست تست

از سهاء سپهر تا به سهیل

سدرهٔ ساحت تو منبع امن

خانهٔ دشمن تو معدن ویل

خرمن جود تو نپیماید

گر قضا از سپهر سازد کیل

بنده گستاخیی نخواهد کرد

گر ترا سوی عفو باشد میل

هیچ دانی که یاد هست امروز

رای عالیت را کلام اللیل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش یک شخصیت بزرگ و با فضیلت پرداخته و او را به عنوان آفتابی درخشان توصیف می‌کند که درخشندگی‌اش از ستارگان نیز بیشتر است. شاعر به عظمت مقام و شخصیت این فرد اشاره می‌کند و او را منبع جود و بزرگواری می‌داند. همچنین به حسایتی برای دشمنان این فرد و امنیتی که در سایه او برقرار است، اشاره دارد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ‌کس جرأت نخواهد کرد به او جسارت ورزد، به شرطی که او با رحمت و عفوش برخورد کند.