شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدایی که از میان دو حرف
هفت چرخ و چهار طبع انگیخت
بوی کافور و عود و مشک آورد
رنگ طاوس و کبک و زاغ آمیخت
که مرا درد هجر تو بر سر
خاک اندوه و آتش غم بیخت
از برم دل به خدمت تو رسید
وز تنم جان ز فرقت تو گریخت
این چنین کارها زمانه کند
با زمانه نمیتوان آویخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خدایی اشاره میکند که دنیا را خلق کرده و زیباییها و عطرهایی را به وجود آورده است. او از درد جدایی و غم ناشی از دوری محبوبش سخن میگوید و میگوید که دلش تنها به خدمت محبوب رسیده و جانش از دوری او فرار کرده است. در نهایت، شاعر بیان میکند که این گونه مشکلات و دردها ناشی از زمانه است و نمیتوان با آن به راحتی کنار آمد.