شمارهٔ ۳۶۸ انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدایی که قائمست به ذات
نه چو ما بلکه قایم و قیوم
که مرا در فراق خدمت تو
جان ز غم مظلمست و تن مظلوم
باز مرحوم روزگار شدم
تا که گشتم ز خدمتت محروم
هرکه محروم شد ز خدمت تو
روزگارش چنین کند مرحوم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره خداوندی صحبت میکند که به ذات خود قائم و قیوم است و از کسانی که از خدمت او محروم میشوند، میگوید. شاعر احساس غم و مظلومیت را از دوری از پروردگار توصیف میکند و اشاره میکند که زمانه کسانی که از خدا دور میشوند، به سختی میگذرد و موجب میشود آنها به نوعی در زندگی خود مرحوم شوند.