شمارهٔ ۳۷۳ - از زبان پسران میرداد که یکی طوطی به یک ملقب به ناصرالدین و دیگر عضدالدین است گفته و آنها را ستایش کرده است انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گیتی به سر سنان گشادیم
پس از سر تازیانه دادیم
ملک همه خسروان گرفتیم
سد همه دشمنان گشادیم
بنیاد جهان اگر کهن بود
از عدل جهان نو نهادیم
قایم به وجود ماست گیتی
بس آتش و آب و خاک و بادیم
شادند به عدل ما جهانی
ما لاجرم از زمانه شادیم
تا ظن نبری که ما به شاهی
امروز به تازگی فتادیم
کز مادر خویش روز اول
شایستهٔ تخت و تاج زادیم
سنجر که جهان سراسر او داشت
از ماست و ما از آن نژادیم
مسمار سه ملک برکشیدیم
جایی که دو دم بایستادیم
گر عادل و راد بود سنجر
شکرست که عادلیم و رادیم
بیداد و ستم نیاید از ما
کاخر پسران میردادیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به صورت شعری از افتخارات و دستاوردهای یک کشور یا قوم سخن میگوید. نویسنده بیان میکند که با تلاش و قدرت خود، دشمنان را شکست داده و سلطنت را به دست آوردهاند. آنها عدالت را بنیانگذارده و به جهان نظم و سامان بخشیدهاند. همچنین تأکید میشود که ذات آنها از ابتدا به سمت سلطنت و قدرت بوده و از نژاد بزرگی هستند. در نهایت، بر عدالت و نیکی خود تأکید کرده و اینکه ستم و بیداد از آنها دور است.