شمارهٔ ۴۲۸ - از لالابک تقاضایی کند انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای جهان را دفین به دست تو در
چون معادن هزار سرمایه
دولتت را دوام همخانه
مدتت را زمانه همسایه
گردن و گوش آفرینش را
رسمهای تو گشته پیرایه
جود را پروریده همت تو
راست چونان که طفل را دایه
ملکی در محاسن و اخلاق
زان نداری محاسن و خایه
آفتابی و در مراتب جاه
آفتابت فروترین پایه
چیست کز تابش تو در نورند
همه آفاق و بنده در سایه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بزرگی و ثروت جهان که به دست انسانها شکل گرفته اشاره میکند و آن را شبیه به معادنی پرارزش میداند. او از دوام و پایداری دولتها و زمانهی آنها سخن میگوید و نشان میدهد که آفرینش به واسطهی کارهای انسانی زینت یافته است. همت و generosity افراد را به عنوان عامل پرورش و رشد میداند و بر اهمیت اخلاق و ویژگیهای نیک در وجود انسانها تأکید میکند. در نهایت، شاعر به تابش نور انسانها اشاره میکند و میگوید که همه موجودات در سایهی آنها قرار دارند.