نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۸ انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ای آنکه جویبار جهان از نهال جود

خالیست تا تو سرو سعادت برسته‌ای

الا نظیر خویش که آن را وجود نیست

از روزگار یافته‌ای هرچه جسته‌ای

دست از سرم به علت تقصیر برمگیر

تو کار خویش کن که نه شیران مسته‌ای

پارم سه دسته کاغذ نیکو بداده‌ای

امسال از آن حدیث ورق چون بشسته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های منحصر به فرد و برتری‌هایی که شخص مورد خطاب دارد می‌پردازد. شاعر از جود و بزرگی این فرد سخن می‌گوید و تاکید می‌کند که در جهان کسی مانند او وجود ندارد. همچنین، شاعر از او می‌خواهد که نگران او نباشد و به کارهای خود بپردازد، زیرا او به خاطر اشتباهاتش نگرانی ندارد. در انتها، شاعر به موضوعی مرتبط با کاغذ و نوشتن اشاره می‌کند که نشان‌دهنده نوعی از بیان خلاقانه و هنرمندانه است.