نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۳ - روزی بدمستی کرده بود در عذر آن گوید انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خداوند که داند خواست عذر لطف دوشینت

چه سازم وز که خواهم یارب امروز اندرین یاری

ندارد بنده استحقاق این چندین خداوندی

ولیکن تو خداوندا خداوندی آن داری

به مستی خارجی‌ها کرده‌ام چندان که از خجلت

نمی‌یارم که عذری خواهم امروزت به هشیاری

اگرچه دم نمی‌یارم زدن لیکن چنانک آید

به شوخی می‌برم در پیش تو لنگی به رهواری

به چیزی دیگر این تشریف را تشبیه نتوان کرد

حدیث مصطفی می‌دان و بو ایوب انصاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احوال خود و ارتباطش با خداوند می‌پردازد. او از عذری که به خاطر اشتباهاتش به خداوند تقدیم کند، ناتوان است و اذعان می‌کند که بنده‌ای نمی‌تواند به اندازه استحقاقش از خداوند نعمت و رحمت بخواهد. او از مستی و خجالت‌هایش می‌گوید و اظهار می‌کند که حتی در حالتی که از خود بی‌خود است، نمی‌تواند عذر و التماس کند. شاعر به نوعی به مقام والای خداوند اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که هیچ چیز نمی‌تواند این مقام را توجیه کند. در نهایت به یادآوری شخصیت‌های مذهبی همچون پیامبر اسلام و ایوب می‌پردازد تا رنج و رحمت خداوند را بیشتر بشناساند.