شمارهٔ ۲ - مناجات حکیم سبزواری
حکیم سبزواری / ساقی نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خداوندا دلم لبریز غم کن
درون درد پروردی کرم کن
پر از نوش محبت کن ایاغم
ز جام عاشقی تر کن دماغم
ز صهبای شهودم کن چنان مست
که نشناسم سر از پا پای از دست
کلید گنج معنی کن بیانم
شکر بار از حقیقت کن زبانم
چنان سرگرم عشق خود بسازم
که نرد عشق جز با تو نبازم
سر از عشق تهی در گور بادا
هر آنکه جز تو بیند کوربادا
غلط گفتم جز او کی در میان بود
کجا از غیر او نام و نشان بود
چگویم از جمال آفتابش
که عین بی حجابی شد حجابش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نالهای عاشقانه و درخواست برای نزدیکی به خداوند است. شاعر از خدا میخواهد که دلش را پر از غم کند تا به محبت و عشق او مشغول شود. او خواستار تجربهای عمیق از عشق و مستی در شناخت خداست و میخواهد که در این عشق چنان غرق شود که به غیر از خدا چیزی نبیند. در نهایت، شاعر بر این باور است که همه چیز در عالم جز عشق خدا بیمعناست و زیبایی خداوند خود مانع از شناخت دیگران میشود.